
خوب میدونم که میدونی از کی و کجا شروع شد
یه روز جمعه تو درکه
که وقتی اومدی دلم لرزید . نمیدوم چرا ...
تا اون روز هیچی نبود هیچی
بعضی وقتا با خودم میگم عادته ,دوست داشتنه و یا عشقه
اما عادت با گذر زمان از بین میره
دوست داشتن در امتداد زمان به وجود میاد
و عشق
عشق در یک لحظه
و من در یک لحظه خواستم که عمرم باشی بهونه قشنگ زندگیم باشی اما تو وقتی فهمیدی رفتی
آخرین بار که دیدمت اگه میدونستم دم اخره که کنارمی بیشتر کنارت می موندم بیشتر نگات می کردم
بعد از جدا شدن از تو چشمام پراشک بود نمیدونستم اون لحظه چرا
اما حالا خوب میدونم که اون اشک بخاطر این بوده که دیگه تو رو نمی دیدم قلبم فهمیده بود که این بار اخره
چی بودم چی شدم بخاطر توووووووووووو
من مثل تو بلد نبودم بازی کنم من بازیگر خوبی نبودم
اما دلیل رفتنت نمیدونم میدونم که خودت میدونی چرا رفتی اما حداقل به من می گفتی جرم این دل ساده من چی بود .
حالا اسمت میاد گریم می گیره نمیدونی که با دل من چی کردی
به غیر از خوبی از این دل ساده من چی دیدی
تو میگی من بد
اما من هرچی بودم
با احساسات تو بازی نکردم کاری که تو خیلی خوب انجام دادی
یعنی هرکی صادقه باید اینطور بشکنه باید اینطور خورد شه
میدونم دوسم نداری , میدونم که شاید هیچ وقت اینو نخونی , شاید هیچ وقت ازم یاد نکنی اما اینو بدون که منم می تونستم مثل تو بازی کنم اما نکردم میتونستم صادق نباشم اما بودم
اما من هرچی که بودم خوب یا بد ولی با احساسات تو بازی نکردم .
امروز که 27 روز میشه نیستی
شدم یه گل درد
شدم یه گل زخم
که تموم دلخوشیشو به یه بهونه کوچیک ازش گرفتن
تموم بهونشو گرفتن
نمی بخشم کسی رو که
بهونه دلمو ازم گرفت
نمی بخشم
امیدوارم یه روز جرات داشته باشی و بیای و دلیل رفتنتو بهم بگی
امیدوارم یه روز مرد باشی و بیای با خداحافظی بری
ساده بودم خدا
که ساده دل بستم و ساده شکستم
یعنی حتی ارزش خداحافظی هم نداشتم
وای خدا از پنجشنبه ها بدم میاد
روزی که اون رفت چرا باید پنجشنبه باشه همه خاطرات ما تو پنجشنبه ها رقم خورده بود همه خنده ها بیرون رفتنا و حالا اخرین روز بودنت پنجشنبه
وای خدا
شبای بدون تو رو یکی پس از دیگری دارم سپری میکنم و تو نیستی ببینی که به من چی میگذره تو نیستی که ببینی با من چه کار کردی و از یاسمن چی مونده تو نیستی تو نیستی
خدایا اون نیست
باور نمی کنم که نیست
وقتی که هرشب قبل ازخواب اسمون دلم بارونی میشه
یاد نگاه سردت میوفتم که همیشه بی احساس به من می خندید
وای خدا باور نمی کنم که نیست
این روزا که حوصله نداری با کی حرف میزنی
این روزا دلقکت کیه که هروقت ناراحتی بخندونتت
این روزا با احساس کی بازی می کنی
این روزا کی برات جک میخونه تا تو رو بخدونه
این روزا کی بهت زنگ میزنه روزی هزار بار تا حالتو بپرسه
این روزا برای کی مهمی برای کی مهمه که تو غذا خوردی یا نه این روزا کی نگرانته این روزا تو مسیری که میری دانشگاه باهات حرف میزنه که تو حوصلت سر نره این روزا وقتی راه میری کی بهت زنگ میزنه که همراهیت کنه
این روزا این روزا این روزا که تو نیستی از محل کارم بدم میاد از تلفنی که هرروز با اون به تو زنگ میزدم بدم میاد اون لحظاتی که همیشه با صدای تو پر بود بدم میاد از زمان بدم میاد
اره عزیزم این منم که از همه بریدم اره منم همون یاسمن ضعیف که توضعیف خطابش کردی تو شکستیش و حالا هرچقدر دوست داری به ضعف این دختر بخند
حالا هرچقدر دوست داری بخند
اره گلم بخند بخند به سادگی من بخند
به سکوت دلم بخند
به سادگی من بخند
به غربت دلم بخند
به اشکای که از رفتن تو هر روز رو گونه هام جاری میشه بخند
به یاسمن بخند که همیشه تو رو خندوند به دل پردردش بخند
خدایا یکی پیدا بشه این همه دلتنگی رو به اون خبر بده به اون بگه که هنوز دلتنگشم
کاشکی بیای به وبلاگم سر بزنی و اینا رو بخونی کاشکی بیا
کاشکی بیای
میدونم این روزا تموم میشه اما به چه قیمتی ................